وزارت امور اقتصاد و دارایی
صفحه خانه
تماس با ما
English
دوشنبه 29 آذر 1389 بيانات در ديدار با اعضاي هيات دولت مورخ 8/6/1389

بسمه تعالي

گزيده بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با رياست محترم جمهوري و اعضاي هيات دولت مورخ 8/6/1389

باز از جمله‌ى چيزهائى كه ما در باب مسائل اقتصادى رويش تكيه ميكنيم و به عنوان توصيه‌ى جزمى مطرح ميكنيم، مسئله‌ى سياستهاى اصل 44 است. خيلى بايستى به اين سياستها اهتمام ورزيد. خوب، حالا در مقايسه‌ى خصوصى‌سازى در سالهاى طولانىِ گذشته با اين چند سال، آمارى ذكر ميشود؛ اين آمار، آمار درستى است؛ منتها آن زمان سياستهاى اصل 44 ابلاغ نشده بود. يعنى آن زمانى كه اصلاً بحث سياستهاى اصل 44 نبود، آن وقت را نبايد ملاحظه كرد؛ بعد كه آن سياستها ابلاغ شد، اصلاً وضع مسئله‌ى اقتصاد عوض شد؛ در واقع حركت جديدى در اقتصاد كشور آغاز شد. لذا مقايسه‌ى با قبل از آن دوران، مقايسه‌ى تعيين‌كننده‌اى نيست. در همين دوران، ما بايستى ببينيم در باب اصل 44 چه كار كرديم؛ اين مهم است. ببينيد، روح اصل 44 هم اين بود كه ما بتوانيم اولاً سرمايه‌هاى مردم و بعد مديريت مردم را وارد عرصه‌ى اقتصاد كنيم. بايد سرمايه‌هاى مردم و مديريت مردم - بخش خصوصى - وارد عرصه‌ى اقتصاد بشود؛ والّا اگر مديريتها دولتى باقى ماند، آن مقصود حاصل نخواهد شد. البته در همان محدوده‌اى كه اين سياستها اجازه ميدهند و با همان رعايتهائى كه در قانون پيش‌بينى شده - كه قانون هم قانون دقيقى است، قانون خوبى است - اين را بايد رعايت كنيد.

 البته در برخى از سرمايه‌گذارى‌ها بخش خصوصى ناتوان است؛ يعنى واقعاً توانائى سرمايه‌گذارى ندارد. خوب، علاجش چيست؟ اگر بخش خصوصى همين طور ناتوان بماند، هيچ گرهى باز نخواهد شد؛ بايد سياستها برود به اين سمت كه شما بخش خصوصى را قادر كنيد بر اينكه بتواند زير بار برخى از سرمايه‌گذارى‌هاى بزرگ برود. اين هم ميشود يكى از سياستها. البته دولت وقتى كه شانه‌ى خودش را از فعاليتهاى اقتصادى خالى ميكند، معنايش اين نيست كه از اقتصاد كناره ميگيرد؛ نه، سياستگذارى‌ها باز هم در اختيار دولت است، دست دولت است؛ يعنى بايستى سياست را دولت بگذارد، بايستى نظارت را دولت بكند.

 در آن سالهاى دهه‌ى 60 كه آقايان همين طور به سمت روزبه‌روز غليظتر كردن اقتصاد دولتى ميرفتند، من مثال ميزدم و ميگفتم فرض كنيد يك موتورى است كه ميتواند اين بار سنگين را برساند و شما هم در كنار موتور راه ميرويد، يا خودتان پشت فرمان مى‌نشينيد و هدايتش ميكنيد. شما اين موتور را كنار گذاشتيد و همه‌ى بارى را كه توى اين وانت است، خودتان روى دوش گرفتيد، هِن و هِن داريد جلو ميرويد؛ هم نميرسيد، هم خسته ميشويد، هم همه‌ى بار حمل نميشود، هم اين موتور اينجا بيكار ميماند. اين موتور، بخش خصوصى است. اين را آن زمان به آنها ميگفتيم، اثر هم نميكرد. امام هم هرچه ميگفتند به مردم بدهيد، اينها ميگفتند مراد از مردم، بخش خصوصى نيست - مراد نظر امام را توجيه ميكردند! - مردم يعنى توده‌ى مردم. به توده‌ى مردم چه جورى ميشود كمك كرد؟ دولت اقتصاد را در دست بگيرد، به توده‌ى مردم كمك كند. فرمايش امام را اينجورى معنا ميكردند! خوب، اين توجيه، غلط بود.

 الان فضا، فضاى ديگرى است. همان كسانى كه آن زمان آنجور حرف ميزدند، حالا صد و هشتاد درجه برگشته‌اند؛ يعنى باز هم در حد تعادل قرار ندارند، خط وسط نيستند. آن افراط بود، اين طرف هم همانها دارند تفريط ميكنند. بالاخره يك خط متعادلى وجود دارد. خط متعادل همين است: سرمايه‌ى مردم و مديريت مردم اقتصاد را بر دوش بگيرد و كنترل و هدايت به عهده‌ى دولت باشد. اگر چنانچه ان‌شاءاللَّه اين كار بخوبى انجام بگيرد - كه البته در كوتاه‌مدت هم انجام نميگيرد؛ اين جزو كارهاى ميان‌مدت و بلندمدت است و زحمت هم دارد - واقعاً يك فرجى براى اقتصاد كشور خواهد شد.

سيدعلي خامنه اي
8/6/1389

 
امتیاز دهی